انواع هدیه و کادو.......تولد..عروسی....دوستی..پدر...مادر..دختر...پسر
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهار
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ارتداد و احكام آن از نظر منابع حقوقى در اسلام

قیمت: 5500 تومان

معنای لغوی ارتداد:


ارتداد همانطورى كه در لغت آمده عبارت است از رجوع و برگشت. در تاج العروس  آمده است «ارتدد و ارتد عنه تحول» و سپس مى‌گوید: «و منه الردة عن الاسلام اى الرجوع عنه و ارتد فلان عن دینه اذا كفر بعد اسلامه» یعنى: ... رِدة از اسلام به كسر راء به معنى رجوع‌ و برگشت از اسلام است و این كه گفته مى‌شود فلانى از دینش مرتد گردید یعنى پس از اسلام به كفر بازگشت.


از این سخنان استفاده مى‌شود كه ارتداد در اصطلاح لغوى و فقهى به یك معنى است و تفاوتى بین معناى لغوى و فقهى آن نیست. فلذا شهید اول در كتاب شریف لمعه در تعریف ارتداد مى‌فرماید: «الارتداد و هو الكفر بعد الاسلام»: ارتداد عبارت است كه كفر بعد از اسلام و شارح آن مرحوم شهید ثانى در توضیح این عبارت مى‌فرماید: «و الكفر یكون بنیة، و بقول كفر، و فعلِ مُكَفِّر. فالاول العزم على الكفر و لو فى وقت مترقب. و فى حكمه التردد فیه.


و الثانى كنفى الصانع لفظاً او الرسل و تكذیب رسول و تحلیل محرم بالاجماع كالزنا و عكسه كالنكاح و نفى وجوب مجمع علیه كركعة من الصلوات الخمس و عكسه كوجوب صلاة سادسة یومیه.»: كفر گاهى با نیت و گاهى با گفتارى كفرآمیز، و گاهى با كارى كفرآور متحقق مى‌شود. در صورت نخست عزم و تصمیم بر كفر هر چند در زمان آینده باشد، موجب كفر مى‌شود و در حكم، عزم بر كفر تردد در اسلام مى‌باشد، یعنى اگر كسى در حقانیت دین خود شك نماید از اسلام خارج مى‌گردد و در صورت دوم كه كلامى كفرآمیز از او سر زند نیز كافر مى‌گردد، مانند اینكه صانع عالم و آفریدگار جهان هستى جلّ جلاله را با لفظ نفى نماید و یا همه و یا یكى از رسولان الهى را انكار كند و یا آنكه حرامى را كه به اجماع امت اسلام حرام است، مانند زنا حلال بداند و یا عكس حلالى را كه همۀ امت اسلامى آن را حلال مى‌دانند حرام بداند و یا واجبى را كه همۀ امت اسلامى واجب مى‌دانند وجوب آن را نفى نماید، مانند اینكه یك ركعت از نمازهاى پنجگانه را مورد انكار قرار دهد و یا غیر واجبى را واجب بداند مثلًا معتقد به نمازهاى شش‌گانه گردد. سپس ضابطه و قاعده‌اى را براى تحقق ارتداد بیان مى‌فرمایند و مى‌گویند «و الضابط انكار ما علم من الدّین ضرورة.» یعنى ضابطه در ارتداد این است كه شخص یك ضرورى از ضروریات دین را انكار نماید.


 سپس مى‌فرماید: «و لا فرق فى القول بین وقوعه عناداً او اعتقاداً او استهزاء حملًا على الظاهر.»  یعنى در تحقق كفر در صورتى كه با گفتار باشد فرقى نیست بین آنكه از روى عناد و یا اعتقاد و یا استهزاء و تمسخر بوده باشد. زیرا در تمام موارد ظاهر سخن كفر است و لازم است هر سخن و كلامى حمل بر ظاهر گردد و باید به این نكته توجه داشت كه اگر كسى با پذیرفتن اسلامى كلام و سخنى را اظهار دارد كه بر خلاف اعتقاد علماى اسلام باشد، اما آن را به قرآن و یا حدیث و یا سایر ادله‌ معتبره فقهى مستند بداند و معتقد باشد آنان در استنباط خود از ادله و منابع فقهى دچار اشتباه شده‌اند و خود را در فهم حكم شرع مصیب مى‌داند، چنین كسى را نمى‌توان مرتد و خارج از اسلام دانست. چرا كه خروج از اسلام در صورتى صدق مى‌كند كه انكار وى موجب انكار دین گردد، اما با توجه به اینكه چنین كسى عقیدۀ خود را مستند به ادلّۀ معتبرۀ دینى و فقهى مى‌داند، مرتد نیست. زیرا، مخالف اجماع علماى امت فى نفسها كفرآور نمى‌باشد، بلكه از این جهت موجب كفر مى‌گردد كه منجر به انكار دین شود .


بدیهى است كه هرگاه شخصى بر اساس ادلّۀ دینى و مذهبى معتقد به عقیده‌اى گردد كه اختصاص به خود او دارد، چنین كسى منكر دین نشده و دین را پذیرفته است. در دین مقدس اسلام راه اجتهاد و استنباط در صورتى كه مستند به دلایل قطعى و معتبر باشد، براى همه كس مفتوح و باز است و اگر بنا باشد كه مخالفت با اجماع علماى امت فى نفسها موجب كفر و ارتداد شود، نه مخالفت با ادلّۀ نقلى و عقلى معناى آن این خواهد بود كه راه اجتهاد بسته است و انسان مى‌باید از علماى امت بدون دلیل بلكه با وجود دلیل بر عدم صحت نظرات آنان از آنان كوركورانه تقلید نماید.


 متأسفانه اینكه دیده مى‌شود گروهى از فقهاء گروهى از حكماء را تكفیر مى‌كنند، به این نكتۀ اساسى چندان توجهى نداشته‌اند و به هر حال انكار ضرورى از دین موجب كفر مى‌گردد مانند مثالهایى كه در كلام شهید ثانى آمده بود نه انكار اجتهادات علماى امت. فلذا شهید ثانى گاهى تعبیر به انكار و نفى امر مجمع علیه نموده و گاهى تعبیر به انكار ضروریات دین كرده و بالأخره وقتى ضابطۀ ارتداد را بیان مى‌فرماید به سراغ انكار ضرورى مى‌رود. این مطلب كاملًا بجا و به مورد است زیرا انكار ضرورى دین به انكار نبوت و تكذیب پیامبر رجوع مى‌كند، و قطعاً چنین تكذیبى موجب ارتداد و خروج از دین است.


مطلبى را كه در اینجا لازم است متذكر شد، این است كه بین اسلام و ایمان یك تفاوت اساسى وجود دارد. آن این است كه اسلام اعم است از ایمان، زیرا ایمان اسلامى است كه همراه با اعتقاد باشد و بر این اساس خداوند متعال مى‌فرماید: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِكُمْ»: عده‌اى از بادیه‌نشینان خدمت رسول خدا آمدند و گفتند ما ایمان آورده‌ایم، خداوند به پیامبر (ص) مى‌فرماید: به آنان بگو ایمان نیاورده‌اید و لیكن بگویید اسلام را اختیار كرده‌ایم. یعنى در ظاهر كلمۀ شهادتین را گفته و اقرار به اسلام نموده و تسلیم در مقابل آن شده‌اید، زیرا هنوز ایمان در دلهاى شما راه نیافته است.


علامه عالیقدر فیلسوف و مفسر بزرگ سید محمد حسین طباطبایى در تفسیر ارزشمند المیزان در تفسیر آیۀ مذكور مى‌فرماید: «و یظهر به الفرق بین الایمان و الاسلام بان الایمان معنى قائم بالقلب من قبیل الاعتقاد و الاسلام امر قائم باللسان و الجوارح، فانه الاستسلام و الخضوع لسانا بالشهادة على التوحید و النبوة و عملًا بالمتابعه العملیه ظاهراً سواء قارن الاعتقاد بحقیقة ما شهد علیه و عمل به او لم یقارن، و بظاهر الشهادتین تحقن الدماء و علیه تجرى المناكح و المواریث.»: از آیۀ شریفه ظاهر مى‌گردد كه تبین ایمان و اسلام تفاوت اساسى وجود دارد و این تفاوت این است كه ایمان صفتى است كه در قلب و جان انسان موجود است و از قبیل اعتقاد مى‌باشد و اسلام امرى است كه قائم به زبان و جوارح است.


زیرا، اسلام همان استسلام و خضوع زبانى است كه از راه شهادت بر توحید و نبوت متحقق مى‌گردد و یك نوع تبعیت عملى است در ظاهر، نه اعتقادى. اسلام گاهى همراه با اعتقاد به حقیقت دین و عمل به آن مى‌باشد و گاهى همراه با آن نیست و اثرى كه بر شهادتین در ظاهر بار مى‌گردد، این است كه اظهار شهادتین موجب مى‌شود كه در اسلام خون چنین مسلمانى محترم باشد، و كسى حق نداشته باشد، او را به قتل رساند و اگر كسى او را به قتل رساند و یا جنایتى دیگر بر او وارد سازد، جانى مجازات مى‌شود و همچنین گفتن شهادتین موجب آن مى‌گردد كه ازدواج با او شرعى باشد و از پدر و مادر و بستگان مسلمان خود ارث ببرد.


این خود یكى از مزایاى اسلام است، كه به اسلام ظاهرى اكتفاء مى‌كند و در مقام فحص و تفتیش عقاید واقعى متظاهرین به اسلام بر نمى‌آید، حتى اگر بداند كه در واقع ایمانى به آنچه مى‌گویند ندارند، متعرض آنان نمى‌گردد، بلكه مانند سایر مسلمانان با آنها رفتار مى‌نماید.


روش پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) در صدر اسلام چنین بود، و فایدۀ این امر این بوده كه چنین كسانى بتوانند از امتیازات اسلام استفاده نمایند و در اثر معاشرت و بر خورد با وجود نازنین پیامبر (ص) و بزرگان اسلام آگاهى صحیح و كاملى نسبت به اسلام پیدا كنند. در همان وقتى كه در قرون وسطى ارباب كلیسا محاكم تفتیش عقاید تشكیل مى‌دادند و دانشمندان و محققان را به محاكمه مى‌كشیدند و آنان را به جرم نظرات و تحقیقات علمى مجازات مى‌كردند و در آتش مى‌سوزاندند، اسلام با روشن‌بینى خاص خود، با كسانى كه عقیده‌اى به اسلام نداشتند و فقط در ظاهر اسلام را اختیار كرده بودند، با لطف و مرحمت رفتار مى‌كرد و افراد بى‌عقیده نسبت به اسلام را تحت حمایت خود مى‌گرفت و مانند سایر مسلمانان با آنان رفتار مى‌كرد. و كسى كه دربارۀ حكومتهایى كه در طول تاریخ وجود داشته مطالعه كند و رفتار‌ حكومتها را با مخالفین خود مورد بررسى قرار دهد، حكومتى را مانند حكومت اسلام نمى‌بیند كه با مخالفین خود چنین برخوردى داشته باشد و فلسفۀ این عمل آن بوده كه مخالفین اسلام را با مزایاى اسلام آشنا گرداند.




 اسلام و آزادى:


در دنیاى كنونى از كلمۀ مقدس آزادى برداشتهاى غلط و ناصحیحى مى‌شود كه لازم است دربارۀ آن بحثهاى مختلفى به میان آید. مؤلفین كتب حقوق اساسى، آزادى را اینطور تعریف مى‌كنند: آزادى عبارت از این است كه اشخاص بتوانند هر كارى را كه صلاح و مقتضى بدانند انجام دهند، مشروط بر اینكه اقدامات و عملیات آنها صدمه‌اى به حق دیگران وارد نساخته و با حقوق جامعه منافات نداشته باشد.


منتسكیو مؤلف كتاب روح القوانین پس از یك سلسله تعاریف در تعریفى كه از آزادى ارائه مى‌دهد مى‌نویسد آزادى عبارت است از اینكه انسان حق داشته باشد هر كارى را كه قانون اجازه داده و مى‌دهد بكند، و آنچه كه قانون منع كرده و صلاح او نیست مجبور به انجام آن نگردد.


هرلدلاسكى در كتاب آزادى در دولت مى‌نویسد منظور از آزادى نبودن مانع براى اوضاع و شرایط اجتماعى است كه وجود آنها در تمدن امروز لازمۀ خوشبختى فردا است.


 این تعاریف با طرز تفكر دانشمندان غرب مناسبت دارد و مى‌توان آن را به گونه‌اى دیگر تعریف كرد كه با بى‌بندوباریهاى بى‌بندوباریهاى غربى سازگار نباشد، و آن تعریف این است كه بگوییم آزادى عبارت است از نبودن مانع در سر راه اندیشۀ درست و اعمال شایسته.



اقسام آزادى:


آزادى اقسامى دارد كه عبارتند از: آزادى شخصى، آزادى فكرى، آزادى سیاسى، آزادى دینى

خرید        سوال از فروشنده





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 02:35 ب.ظ
Very soon this site will be famous amid all blogging people,
due to it's good articles
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:41 ق.ظ
Right now it sounds like Drupal is the top blogging platform out there right now.
(from what I've read) Is that what you're using on your blog?
جمعه 30 مرداد 1394 04:33 ب.ظ
سلام
لطفا این متنو تا اخر بخونین
از وبلاگتون دیدن کردم مطالب خوبی توشه
ما یه شبکه اجتماعی داریم به نام فیس پلاک میخوایم توش فعالیت مفید کنیم و با بقیه شبکه ها متفاوت باشیم
ازتون دعوت میکنیم که مارو توی این راهمون همراهی کنین و توی سایتمون عضو و فعال باشید
منتظر حضورتون هستیم
www.facepalak.ir
با تشکر
شبکه اجتماعی فیس پلاک
بهار ممنون..میام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر